كرد. اهميت اين ترجمه بهخاطر نبودن اسناد تاريخي تا حدودي مخدوش شده است. محتمل است، ولي مسلم نيست، كه اين برخيا همان بنوالوپونكتور باشد، يعني يكي از يهوديان فرانسه كه در اواخر سدهٴ دوازدهم، در انگلستان برآمد. بههرحال، مترجم بايد از يهوديان فرانسوي يا انگليسي باشد كه با فرهنگ عربي تماسي نداشته است. اين موضوع معماي تناقضآميز انتقال معارف عربي را به وساطت يك كتاب درسي لاتيني به عالَم يهود توضيح ميدهد.
د. آموزش و پرورش
دانشگاههاي امروزي، جانشين بلافصل سازمانهايياند كه قديميترين نمونههايشان در نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم، تأسيس شد. شك نيست كه پيشازآن، اقسام مختلف مدارس وجود داشت، چون به محض آنكه تمدني بهقدر كافي پيچيدگي يابد، بدون ايجاد وسايلي براي انتقال اصول و روشهاي آن به جوانان، آن تمدن قادر بهاستمرار نيست (چه رسد به پيشرفت). با اين حال، مدارس يونان و روم، هند و خاور دور، و يهود و اسلام اساساً با دانشگاههاي ما فرق داشتند.
بهترينشان ــ مانند موزيوم اسكندريه و بيتالحكمههاي قاهره و بغداد ــ بيشتر قابل قياس با موٴسسات پژوهشي امروزي ما بود تا با موٴسسات آموزشيمان. از اين گذشته، مدارس قديم يونان و روم و شرق عموماً به گرد شخصيت برجستهاي ايجاد ميشد و ديرزماني پس از او، نميپاييد. آكادمي و لوكيوم استثناهاي درخشانياند، و دومي شش سده پاييد، و اولي نه سده، يعني بيش از كهنسالترين دانشگاههاي ما؛ ولي اين عدم وابستگي نسبي به شخصيتهاي برجسته و موجوديت متمركزشان تنها ويژگيهاي مشترك آنها با سازمانهاي امروزي است.
تكرار ميكنم كه اين دانشگاهها با سنت محكمي بهبرخي از مدارس بزرگتري ميپيوندند كه در سدهٴ دوازدهم، در قلمرو مسيحيت پديد آمدند. مقارن اواخر آن سده، پنجتاي آنها وجود داشتند كه در مراحل رشد مختلفي بودند: دوتا در ايتاليا ـ سالرنو و بولونيا، دو تا در فرانسه ـ پاريس و مونپليه، يكي در انگلستان ـ آكسفورد. قديميترينشان، يعني سالرنو، اساساً يك مدرسهٴ پزشكي بود، و به همين خاطر شايد كنار گذاشته شود. بولونيا در وهلهٴ اول، مدرسهٴ حقوق بود، ولي پيش از پايان سده، مدرسهٴ عمومي شد. بزرگترين اين دانشگاههاي اوليه، دانشگاه پاريس بود، و پيش از آن كه در سال 1200، نخستين حكم رسمي خود را از پادشاه فرانسه دريافت كند تقريباً پروبال يافته بود. مونپليه به گرد دو مدرسهٴ حرفهاي حقوق و طب تشكيل شد. دانشگاه آكسفورد از مشتقات دانشگاه پاريس بود، و در 1209، براثر ازدحام دانشجويان، از بطن آن دانشگاه كيمبريج بهوجود آمد.
كوشش براي تعيين تاريخ دقيق تأسيس اين دانشگاهها بيهوده است. در واقع آنها با تصميم قبلي بهوجود نيامدند. مدتها و گاهي مدتهاي مديدي پيش از آن كه، هر يك تا حد